سخن هفته ز خشکسال چه ترسی

که سد بسی بستند نه در برابر آب ،

که در برابر نور و در برابر آواز و در برابر شور ....

توخامشی ،که بخواند؟

تومی روی، که بماند؟

که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟

 ازاین گریوه به دور،

در آن کرانه،ببین:

بهار آمده، ازسیم خاردار گذشته.

حریق شعله ی گوگردی بنفشه چه زیباست!

هزار آینه جاری ست هزار آینه اینک به همسرائی قلب تو می تپد با شوق.

زمین تهی ست ز رندان،

همین تویی تنها که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی.

بخوان به نام گل سرخ وعاشقانه بخوان:

"حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی."

حضرت استاد شفیعی کدکنی